تبليغاتX
.::جوانان ::.

وبلاگی برای همه جوانان ایران


حــــــقـوق ‌بشــر>نظم‌ عمومي‌ و حقوق‌ ليبراليسم‌


    

    مبناي‌ حق‌ در نظام‌ حقوقي‌ ليبراليسم‌ خواست‌ و اراده‌ نفس‌ انسان‌ بدون‌ در نظر گرفتن‌ حضور خالق‌ منان‌و حق او است، اما آزادي‌ اراده‌ انسان‌ به‌ مفهومي‌ به‌ نام‌ نظم‌ عمومي‌ محدود و مقيد مي‌شود و همواره‌ نظم‌ عمومي، عامل‌ محدودكننده‌ اراده‌ انسان‌ شناخته‌ شده‌ است، يعني‌ نظم‌ عمومي‌ قوي‌تر و بنيادي‌تر از اراده‌ انسان‌ قانون‌ساز است‌ بنابراين‌ مهم‌ شناخت‌ چيستي‌ نظم‌ عمومي‌ است‌ كه‌ در نظام‌ حقوقي‌ ليبراليسم‌ جهت‌ تدوين‌شماري‌ از قوانين‌ بسيار حائز اهميت‌ است.
     نظم‌ عمومي‌ از چه‌ چيزي‌ برخاسته‌ مي‌شود و چگونه‌ در جامعه‌ در مقابل‌ اصل‌ حاكميت‌ و آزادي‌ اراده‌ يك‌ فرد مي‌ايستد و اصل‌ احترام‌ به‌ آزادي‌ اراده‌ انسان‌ حتي‌ در نظام‌ ليبراليسم‌ ناچيز به‌ شمار مي‌آيد و قانون‌ با نظم‌ عمومي‌ ارتباط‌ وثيق‌ پيدا مي‌كند.
    
    تعريف‌ نظم‌ عمومي‌
    تعريف‌ دقيق‌ و مشخص‌ از مفهوم‌ نظم‌ عمومي‌ بين‌ دانشمندان‌ علم‌ حقوق‌ اختلاف‌ است‌ اما آنچه‌ كه‌ فصل‌ مشترك‌ اين‌ تعاريف‌ است‌ رابطه‌ نظم‌ عمومي‌ با عرف‌ و منافع‌ عموم‌ مردم‌ است؛ يعني‌ نظم‌ عمومي‌ ضامن‌ حفظ‌ منافع‌ عمومي‌ و عرف‌ مردم‌ است‌ منفعت‌ عمومي‌ خواست‌ اكثريت‌ و مورد اراده‌ اكثر مردم‌ است‌ و اگر‌ اراده‌ يك‌ فرد بخواهد در آن‌ جامعه‌ خلاف‌ اراده‌ اكثريت‌ عمل‌ كند قابل‌ قبول‌ نيست‌ پس‌ نظم‌ عمومي‌ مربوط‌ به‌ منفعت‌ عمومي‌ و منفعت‌ عمومي‌ مربوط‌ به‌ اراده‌ عموم‌ و عرف‌ جامعه‌ است‌ و علت‌ اينكه‌ نظم‌ عمومي‌ مقدم‌ بر اصل‌ حاكميت‌ اراده‌ يك‌ انسان‌ است‌ به‌ اين‌ نكته‌ بر مي‌گردد كه‌ همواره‌ اراده‌ جمعي‌ بر اراده‌ فردي‌ مقدم‌ است.
    پس‌ نظم‌ عمومي‌ عبارت‌ است‌ از نظمي‌ كه‌ عموم‌ مردم‌ و قاطبه‌ عرف‌ جامعه‌ بر پايه‌ جلب‌ منافع‌ عمومي‌ مي‌خواهند.
     نظام‌ ليبراليسم‌ باز به‌ خواست‌ نفساني‌ انساني‌ اصالت‌ بخشيد اما اين‌ بار خواست‌ جمعي‌ يك‌ جامعه‌ را برخواست‌ فردي‌ افراد مقدم‌ مي‌دارد و باز معيار، همان‌ اراده‌ و خواست‌ نفس‌ انسان‌ است‌ كه‌ به‌ طور جمعي‌ لحاظ‌ شده‌ است.
    
    مفهوم‌ نظم‌ عمومي‌ و قانون‌
    هرگاه‌ قانون‌، مربوط‌ به‌ نظم‌ عمومي‌و مبتني بر آن باشد قانون‌ امري‌ ناميده‌ مي‌شود و در صورتي‌ كه‌ هدف‌ از قانونگذاري‌ و تدوين‌ موادقانوني‌ تنها حفظ‌ منافع‌ خصوصي‌ افراد باشد قانون‌ تكميلي‌ ناميده‌ مي‌شود؛ بنابراين‌ قوانين‌ مربوط‌ به‌ نظم‌ عمومي‌ قوانيني‌ است‌ كه‌ هدف‌ از وضع‌ آنها حفظ‌ منافع‌ عمومي‌ است‌ و تجاوز و تعدي‌ به‌ آن‌ قوانين‌ نظام‌ سياسي‌ يا اداري‌ يا اقتصادي‌ يا خانوادگي‌ را به‌ هم‌ مي‌زند.
     منافع‌ عمومي‌ در گرو حفظ‌ نظم‌ سياسي، اداري، اقتصادي‌ و خانوادگي‌ جامعه‌ است‌ و اراده‌ هيچ‌كس‌ نمي‌تواند حدود اين‌ نظم‌ها را نقض‌ كند بنابراين‌ هيچ‌ توافقي‌ عليه‌ نظم‌ عمومي‌ پذيرفته‌ نيست.
     قوانين‌ مربوط‌ به‌ حقوق‌ عمومي‌ ، قانون‌ اساسي، اداري‌ و قوانين‌ كيفري‌ و... از قوانين‌ امري‌ است‌ و هرگز با توافق‌ دو يا چند نفر قابل‌ تغيير نيست.
    
    نسبي‌ بودن‌ نظم‌ عمومي‌
    خواست‌ عرف‌ و اراده‌ عموم‌ مردم‌ منبع‌ اصلي‌ نظم‌ عمومي‌ است‌ كه‌ امر شايسته‌ مردمي‌و مقبول‌ عرفي، منشا پيدايش‌ نظم‌ عمومي‌ مي‌شوند.
    حال‌ چنانچه‌ اخلاق‌ عموم‌ مردم‌ رفته‌ رفته‌ عوض‌ شود و يا گرايش‌ها و ميل‌هاي‌ عرف‌ تغيير كند نظم‌ عمومي‌ متاثر از اين‌ منابع‌ نيز تغيير مي‌كند پس‌ نظم‌ عمومي‌ در نظام‌ حقوقي‌ ليبراليسم‌ نسبي‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ در يك‌ زمان، موضوعي‌ از نظم‌ عمومي‌ جامعه‌ باشد و در طول‌ تاريخ‌ آن‌ موضوع‌ از نظم‌ عمومي‌ بودن‌ خارج‌ شود و يا اينكه‌ ممكن‌ است‌ امري‌ در يك‌ جامعه‌ نظم‌ عمومي‌ باشد ولي‌ همان‌ امر در جامعه‌ ديگر نظم‌ عمومي‌ نباشد.
     نسبي‌ بودن‌ نظم‌ عمومي‌ نتيجه‌ تفكر ليبراليسم‌ در منبع‌ حقوق‌ است‌ كه‌ در طول‌ تاريخ‌ براساس‌ تغيير اخلاق‌ و احساس‌ عمومي‌ تغيير مي‌كند.
    حال‌ ملاحظه‌ كنيد نويسندگان‌ اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر كه‌ براساس‌ انديشه‌ و باور خودشان‌ نظم‌ عمومي‌ را تعريف‌ كردند و بر همان‌ اساس‌ مواد اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر را تدوين‌ كردند تا چه‌ اندازه‌ از باور عقلي‌ توحيدي‌ مسلمانان‌ دور هستند و چگونه‌ مي‌توان‌ گرايش‌ نفس‌ تدوين‌كنندگان‌ اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر را بر انديشه‌ عقل‌ حقوقدانان‌ و فقهاي‌ اسلام‌ ترجيح‌ داد؟
نوشته شده در شنبه 1385/04/31ساعت 2:43 PM توسط diako |

آنتونيو باندراس‌: طرفدار رئال‌ مادريدم‌

    
    
«آنتونيو باندراس‌» بازيگر و كارگردان‌ اسپانيايي‌در دهه‌ 1980 با بازي‌ در آثار فيلمسازان‌ مطرح‌اسپانيا‌ پا به‌ عرصه‌ سينما گذاشت‌ و به‌ سرعت‌جذب‌ هاليوود شد. به‌ عقيده‌ كارشناسان‌ هنري‌جذابيت‌هايي‌ كه‌ در وي‌ وجود داشت‌، موردتوجه‌ همگان‌ قرار گرفت‌.
    او ابتدا در فيلم‌هاي‌ تجاري‌ سرشناسي‌، مانند«آدمكش‌ها» در كنار سيلوستر استالونه‌ قرار گرفت‌و كم‌كم‌ به‌ يك‌ بازيگر معروف‌ سينما تبديل‌ شد.
    او با بازي‌ در فيلم‌ «دسپرادو» ساخته‌ رودريگز وهمچنين‌ فيلم‌ «روزي‌ روزگاري‌» در كنار جاني‌دپ‌ به‌ اوج‌ شهرت‌ رسيد. اين‌ بازيگر اسپانيايي‌يكي‌ از محبوب‌ترين‌ چهره‌هاي‌ سينماي‌ اروپااست‌، كه‌ در هاليوود نيز از معروفيت‌ خاصي‌ برخوردار مي‌باشد. اوج‌ درخشش‌ او بازي‌ در فيلم‌بازسازي‌ شده‌ «زورو» بود، كه‌ در كنار كاترين‌زتاجونز ايفاي‌ نقش‌ كرد.
    
    

متولد جنوب‌ اسپانيا


    «خوزه‌ آنتونيو دومينگوئز باندراس‌» در 10آگوست‌ سال‌ 1960 در مالاگا در جنوب‌ اسپانياچشم‌ به‌ جهان‌ گشود.
    خانواده‌ باندراس‌ ساده‌ و به‌ دور از تجملات‌بودند. پدرش‌ پليس‌ و مادرش‌ معلم‌ مدرسه‌ بود.آنتونيو در يك‌ خانه‌ پرمهر و محبت‌ رشد كرد و ازاينكه‌ داراي‌ چنين‌ خانواده‌اي‌ گرم‌ و صميمي‌مي‌باشد، لذت‌ مي‌برد.
    از دوران ‌ كودكي‌ به‌ بازي‌ فوتبال‌ عشق‌ مي‌ورزيدو آرزو داشت‌، كه‌ در آينده‌ يك‌ فوتباليست‌ مشهورشود. او در روياي‌ كودكانه‌ خود، يك‌ زمين‌فوتبال‌ و يك‌ دست‌ لباس‌ فوتبال‌ و توپ‌ را مي‌ديدو به‌ والدينش‌ نيز گفته‌ بود كه‌ مي‌خواهدفوتباليست‌ شود. لذا در مدرسه‌ در تيم‌هاي‌ فوتبال‌شركت‌ مي‌كرد. در كوچه‌ و خيابان‌ از كوچك‌ترين‌وقت‌ به‌ دست‌ آمده‌ استفاده‌ مي‌كرد و به‌ بازي‌فوتبال‌ مشغول‌ مي‌شد.
    14 ساله‌ بودكه‌ در سالن‌ تئاتر محلي‌ مالاگا يك‌نمايش‌ موزيكال‌ را ديد و به‌ طور ناخودآگاه‌احساس‌ كرد به‌ بازيگري‌ علاقمند است‌ و از همان‌روز تصميم‌ گرفت‌ هنرپيشه‌ شود.
    لذا علي‌رغم‌ ميل‌ خانواده‌اش‌، در مدرسه‌هنرهاي‌ زيبا ثبت‌ نام‌ كرد و به‌ گروه‌ تئاتر محلي‌مالاگا پيوست‌.
    او براي‌ ارتقاء شغلش‌، كيف‌ وكوله‌ پشتي‌ خود رابرداشت‌ و به‌ سوي‌ مادريد رفت‌ و در آنجا روي‌صحنه‌ تئاتر نقش‌هاي‌ كوچك‌ را ايفا مي‌كرد. درسال‌ 1982 در فيلمي‌ به‌ كارگرداني‌ «پدروالمودوار» نقش‌ كوتاهي‌ را اجرا كرد و موردتشويق‌ همه‌ قرار گرفت‌. به‌ گفته‌ «پدرو المودوار»آنتونيو استعداد ذاتي‌ براي‌ بازيگري‌ داشت‌. اين‌كارگردان‌ علاقه‌ زيادي‌ به‌ آنتونيو پيدا كرد و او رامانند پسرش‌ دوست‌ داشت‌.
    در سال‌ 1985 در فيلم‌ «ماتادور» به‌ كارگرداني‌«المودوار» ايفاي‌ نقش‌ كرد و به‌ اين‌ ترتيب‌ جاپاي‌ خود را در راه‌ بازيگري‌ و هنرپيشگي‌ تثبيت‌كرد.
    او در سال‌ 1990 به‌ يك‌ تور دور اروپا سفر كرد وبا كارگردانان‌ و بازيگران‌ معروف‌ آشنا شد.
    
    

به‌ سوي‌ هاليوود


    او در سال‌ 1992 در فيلم‌ «پادشاهان‌ مامبو»خوش‌ درخشيد و راه‌ براي‌ وي‌ به‌ سوي‌ هاليوودباز شد، البته‌ آنتونيو در آن‌ زمان‌ هنوز انگليسي‌ رابه‌ خوبي‌ نياموخته‌ بود، لذا در فيلم‌ «پادشاهان‌مامبو» ديالوگ‌ها را به‌ زبان‌ انگليسي‌ حفظ كرد و بالهجه‌ اسپانيايي‌ به‌ بيان‌ جملات‌ پرداخت‌.
    گام‌ بعدي‌ او بازي‌ با «تام‌ هنكس‌» در فيلم‌«فيلادلفيا» بود. چندي‌ بعد در برابر «تام‌ كروز» و«برادپيت‌» قرار گرفت‌ و در در فيلم‌ «مصاحبه‌ بادراكولا» ايفاي‌ نقش‌ كرد و سپس‌ با بازي‌ در فيلم‌«خانه‌ اشباح‌» به‌ شهرت‌ رسيد.
    براي‌ او بازي‌ با هنرپيشه‌هاي‌ معروف‌ هاليوود يك‌افتخار محسوب‌ مي‌شد. در سال‌ 1995 با بازي‌در فيلم‌ «TWO Much» به‌ كارگرداني‌ فرناندوتروبا كه‌ سبك‌ طنز و كمدي‌ داشت‌، استعداد خودرا با بازي‌ در نقش‌هاي‌ كمدي‌ نشان‌ داد.
    باندراس‌ با ايفاي‌ نقش‌ در فيلم‌ «ماسك‌ زورو» درسال‌ 1998 به‌ همراه‌ «آنتوني‌ هاپكينز» و«كاترين‌ زتاجونز» در سطح‌ فيلم‌هاي‌ برتر مطرح‌شد.
    گفتني‌ است‌ كه‌ در اواخر سال‌ 1999 و اوايل‌سال‌ 2000 سعي‌ در اجراي‌ كارگرداني‌ در فيلم‌«ديوانه‌اي‌ در آلاباما» داشت‌. در بهار سال‌2001 با «شارون‌ استون‌» در فيلم‌ «افسونگر» هم‌بازي‌ شد و به‌ دنبال‌ آن‌ در فيلم‌ «فريدا» كه‌محصول‌ مكزيك‌ بود، ايفاي‌ نقش‌ كرد.
    
    

زندگي‌ خصوصي‌


    
اولين‌ همسر باندراس‌، «آنالزا» هنرپيشه‌ اسپانيايي‌بود، كه‌ در فيلم‌ فيلادلفيا در سال‌ 1993 با هم‌آشنا شدند. اين‌ ازدواج‌ 8 سال‌ دوام‌ داشت‌، اماآنان‌ صاحب‌ فرزندي‌ نشدند. آن‌ دو در سال‌1995 از هم‌ جدا شدند و در سال‌ 1996 رسماطلاق‌ خود را اعلام‌ كردند. پس‌ از اين‌ جدايي‌،باندراس‌ با ملاني‌ گريفيت‌ كه‌ هنرپيشه‌ است‌ درژانويه‌ سال‌ 1995 آشنا شد و سرانجام‌ در 14 مي‌سال‌ 1996 در لندن‌ با هم‌ ازدواج‌ كردند.
    «ملاني‌ گريفيت‌» از همسر قبلي‌اش‌ دو فرزند به‌نام‌هاي‌ آلكساندر و داكوتا دارد. ثمره‌ ازدواج‌ اوبا آنتوني‌ نيز يك‌ دختر به‌ نام‌ «استلا» است‌، كه‌ در24 سپتامبر سال‌ 1996 به‌ دنيا آمد.
    باندراس‌ در فيلم‌ «ديوانه‌اي‌ از آلاباما» كه‌كارگرداني‌ كرد، همسرش‌ ملاني‌ را نيز به‌ بازي‌گمارد.
    
    

مدال‌ طلاي‌ آكادمي‌ اسپانيا به‌ باندراس‌


    آكادمي‌ فيلم‌ اسپانيا براي‌ تجليل‌ از زحمات‌ وفعاليت‌هاي‌ آنتونيو باندراس‌، در زمينه‌ حرفه‌اش‌و بازي‌ در فيلم‌هاي‌ «پدرو آلمودوار» مدالي‌ ازطلا به‌ وي‌ اهدا كرد.
    آكادمي‌ سينماي‌ اسپانيا، وي‌ را به‌ عنوان‌ بازيگرموفق‌ و ترويج‌ فرهنگ‌ اسپانيا از طريق‌ حرفه‌بازيگري‌ به‌ دريافت‌ اين‌ مدال‌ مفتخر كرد.
    اين‌ بازيگر 43 ساله‌ به‌ بهانه‌ سن‌ كم‌ خود در برابركارگردانان‌ بزرگ‌ از پذيرش‌ اين‌ مدال‌ طلا امتناع‌كرد. او گفت‌: از گرفتن‌ اين‌ مدال‌ شوكه‌ شده‌ام‌،چون‌ اين‌ مدال‌ فقط به‌ افراد با تجربه‌ و سن‌ بالاتعلق‌ دارد. اما آكادمي‌ فيلم‌ اسپانيا از وي‌ تقاضاكرده‌ كه‌ اين‌ مدال‌ را دريافت‌ كند.
    
    

فيلم‌هاي‌ آنتونيو باندراس‌


    از معروف‌ترين‌ فيلم‌هاي‌ او مي‌توان‌ به‌: ماسك‌زورو، زورو 2، اويتا، فيلادلفيلا، تجسم‌ آرژانتين‌،دسپرادو، چهار اتاق‌، قاتلين‌، بچه‌هاي‌ جاسوس‌،فريدا، روزي‌ روزگاري‌ در مكزيك‌، افسونگراشاره‌ داشت‌. گفتني‌ است‌ كه‌ «آنتونيو باندراس‌»در زمينه‌ انيميشن‌ نيز فعاليت‌ دارد، او در فيلم‌كارتوني‌ داستان‌ «شرك‌» به‌ همراه‌ مورفي‌،كامرون‌ دياز، جولي‌ اندروز، لري‌ كينگ‌ و مديرزبه‌ صداگذاري‌ آن‌ پرداخته‌ است‌.
    
    

از زندگي‌ باندراس‌


    _ «آنتونيو باندراس‌» در كودكي‌ ابتدا دوست‌داشت‌، مانند پدرش‌ «پليس‌» باشد، به‌ همين‌خاطر در فيلم‌هايش‌ بيشتر نقش‌ پليس‌ را ايفامي‌كند.
    _ باندراس‌ از طرفداران‌ دو آتيشه‌ رئال‌ مادريداست‌ و تا زماني‌ كه‌ در اسپانيا زندگي‌ مي‌كرد، هرهفته‌ به‌ ورزشگاه‌ «سانتياگو برنابو»ي‌ مادريدمي‌رفت‌ و به‌ تشويق‌ اين‌ تيم‌ مي‌پرداخت‌. وي‌ درحال‌ حاضر هم‌ طرفدار اين‌ تيم‌ است‌ و هر كجاي‌دنيا كه‌ باشد، حتي‌ سر صحنه‌ فيلم‌ برداري‌ بايدبازي‌هاي‌ رئال‌ مادريد را ببيند، او مي‌گويد: هنوزهم‌ طرفدار رئال‌ مادريدم‌.
    _ او بهترين‌ فيلم‌ خود را حضور در «زورو» وبازي‌ دركنار «آنتوني‌ هاپكينز»، را از بهترين‌خاطرات‌ دوران‌ بازيگري‌ خود مي‌داند.
نوشته شده در شنبه 1385/04/31ساعت 2:42 PM توسط diako |

بن افلک

بن‌ افلك‌، شكسپير عاشق‌

ben aflek    
    
    
    
    (
بن‌ افلك) ستاره‌ سينماي‌ آمريكا يكي‌ ازخبرسازترين‌ هنر پيشه‌ هاي‌ هاليوود به‌ شمارمي‌رود. اين‌ هنر پيشه‌ جوان‌ و خوش‌ تيب‌ نه‌ تنهامورد توجه‌ كارگردانان‌ هاليوودي‌ قرار گرفته‌است‌ بلكه‌ شركتهاي‌ توليدي‌ و محصولاتي‌ براي‌ارائه‌ كالاي‌ خوداز چهره‌ اين‌ هنرمند استفاده‌كرده‌ و اجناس‌ خودرا تبليغ‌ مي‌ كنند
.
    
البته‌ بن‌ افلك‌ تنها در حيطه‌ بازيگري‌ به‌ فعاليت‌نمي‌پردازد بلكه‌ به‌ ساخت‌ و كارگرداني‌ چندين‌فيلم‌ بلند و كوتاه‌ نيز اقدام‌ ورزيده‌ و شانس‌ خودراامتحان‌ كرده‌ است‌.


    
بايد افزود كه‌ بن‌افلك‌ بابازي‌ در فيلم‌ معروف‌(پرل‌ هاربر) به‌ شهرت‌ رسيد. همچنين‌ به‌ همراه‌همسر خود جين‌ گارنر به‌ فعاليت‌ در چند فيلم‌پرداخته‌ است‌. اين‌ زوج‌ هنري‌ در فيلم‌(شيطان‌شجاع) رو بروي‌ هم‌ قرار گرفتند. البته‌بايد متذكر شد به‌ تازگي‌
    
بن‌ افلك‌ فعاليتش‌ را در سينما به‌ حداقل‌ رسانده‌ وبيشتر اوقات‌ خودرا صرف‌ آگهي‌ هاي‌ تجاري‌ وتبليغاتي‌ مي‌ كند. در ذيل‌ به‌ زندگي‌ و نكات‌خواندني‌ از وي‌ اشاره‌ مي‌ كنيم‌.
    
    
متولد بركلي‌ (بنجامين‌ جيزاافلك) در 15 اگوست‌ سال‌1972 در (بركلي) كاليفرنيا چشم‌ به‌ جهان‌ گشود.ولي‌ او در شهر (كمبريج) ماساچوست‌ بزرگ‌ شد.پدرش‌ (تيم‌ افلك) روانشناس‌ مي‌باشد و در يك‌كلينيك‌ تخصصي‌ مشاوره‌ روانشناسي‌ مشغول‌ به‌ كاراست‌. مادرش‌ (كريس‌افلك) معلم‌ يك‌ مدرسه‌است‌ بن‌ يك‌ برادر كوچكتر از خود به‌ نام‌(كيسي‌افلك) دارد كه‌ در سال‌ 1975به‌ دنياآمده‌ است‌ . او نيز هم‌ اكنون‌ مانند بن‌ افلك‌ هنرپيشه‌ معروفي‌ است‌ . اخيرا با بازي‌ در فيلم‌(دوازده‌ ياراوشن) به‌ شهرت‌ رسيده‌ است‌ ،همچنين‌ در فيلم‌ (كودك‌ گمشده) با(ميچل‌موناگان) همبازي‌ شده‌ و اين‌ فيلم‌ رابرادرش‌ بن‌ كارگرداني‌ كرده‌ است‌.
    
بن‌ از زماني‌ كه‌ به‌ ياد دارد آرزوي‌ هنر پيشه‌ شدن‌را در سر مي‌ پروراند پدر و مادر براي‌ فرزندان‌خود زندگي‌ خوب‌ و راحتي‌ را فراهم‌ كرده‌ بودندو راه‌ را براي‌ تحصيل‌ علم‌ براي‌ آنان‌ هموار ساخته‌بودند اما بن‌ و كيسي‌ علاقه‌ چنداني‌ به‌ درس‌ وتحصيل‌ نداشتند.
    
بن‌ در كودكي‌ زمانيكه‌ فقط 6 سال‌ داشت‌ اولين‌كار خودرا در تبليغات‌ (بركركينگ) يكي‌ ازرستوان‌هاي‌ زنجيره‌اي‌ آغاز كرد. همين‌ مسئله‌ اورا به‌ بازيگري‌ بيش‌ از بيش‌ علاقمند ساخت‌. اصولابن‌ پسري‌ شيرين‌ و دلنشين‌ بوده‌ و هميشه‌ سعي‌داشت‌ با رفتارش‌ مردم‌ را سرگرم‌ كند و توجه‌ آنان‌را به‌ خود جلب‌ نمايد.
    
در سن‌ 8 سالگي‌ به‌ او پيشنهاد بازي‌ در يك‌ سريال‌تلويزيوني‌ بنام‌ (سفر دريايي‌ با مي‌مي‌ شد. او درهمين‌ سن‌ با (مت‌دامون) آشنا شد كه‌ تاكنون‌ باهم‌ دوست‌ صميمي‌ هستند.


    
بن‌ با اين‌ دوست‌ قديمي‌ خودبه‌ كلاس‌ تئاترمي‌رفت‌ و در چند فيلم‌ نيز با هم‌ بازي‌ كردند . به‌اين‌ ترتيب‌ او استعداد بازيگري‌ خودرا از همان‌دوران‌ كودكي‌ به‌ همگان‌ نشان‌ داد.
    
سالها نوجواني‌ بن‌ در بازي‌ در فيلمهايي‌ چون‌(دستان‌ غريبه‌ < در سال‌ 1987 و(سفردريايي‌مي‌مي) سپري‌ شد. البته‌ به‌ اصراروالدينش‌ به‌ تحصيل‌ نيز مي‌ پرداخت‌ اما علاقه‌اي‌از خود نشان‌ نمي‌ داد. پدر آرزو داشت‌ بن‌ به‌مراتب‌ علمي‌ بالايي‌ دست‌ يابد اما گويي‌ احساس‌و وجود بن‌ با خواسته‌ پدر مطابقت‌ نمي‌كرد. اولين‌و بزرگترين‌ نقشي‌ كه‌ بن‌ در آن‌ بازي‌ كرده‌ فيلم‌(گيج‌ و مبهوت‌ < به‌ سال‌ 1993 بود. البته‌ با بازي‌در فيلم‌ (تاريكي‌ آخر بيابان) نيز خوش‌ درخشيدو همين‌ بازيگري‌ عالي‌ او باعث‌ شهرت‌ و شناخته‌شدن‌ وي‌ در ميان‌ مردم‌ شد. فيلم‌هاي‌ چون‌(تعقيب‌ ) در سال‌ 1997 او را به‌ موفقيت‌هاي‌باورنكردني‌ رساند، متاسفانه‌ در سال‌ 1997تامدتي‌ اوضاع‌ براي‌ بن‌ به‌ وفق‌ مراد نبود وفيلمهاي‌ زيادي‌ به‌ او پيشنهاد نشد. او در آپارتماني‌با برادر كوچك‌ خود زندگي‌ مي‌كرد و بعد ازمدتي‌ تصميم‌ گرفت‌ خودش‌ فيلمي‌ بنويسد و درآن‌ بازي‌ كند از اين‌ رو فيلم‌ (شكار خوب) را درسال‌ 1998 نوشت‌، البته‌ بسيار سخت‌ بود كه‌شركت‌ مناسبي‌ پيدا كند تا فيلمش‌ به‌ فروش‌ رود.بالاخره‌ با سعي‌ و تلاش‌ توانست‌ فيلم‌ خود را باقيمت‌ 600000 دلار به‌ فروشد و خودش‌ نيز درآن‌ ايفاي‌ نقش‌ كند. اين‌ فيلم‌ در دسامبر 1998 به‌روي‌ پرده‌ رفت‌ و توانست‌ او را كه‌ گمنام‌ مانده‌بود، معروف‌ سازد.
    
اين‌ فيلم‌ براي‌ اسكار انتخاب‌ شد و 2 اسكار را ازآن‌ خودكرد بعد از گرفتن‌ اسكار، معروف‌ شدن‌ بن‌زندگي‌اش‌ را تغيير داد. بن‌ در فيلمهاي‌ موفقتري‌همچون‌ (آرماگدون) 1998 (شكسپير عاشق)1998 و (پرل‌ هاربر< يا (بند مرواريد) 2000ايفاي‌ نقش‌ كرد. شهرت‌ بن‌ تا جايي‌ رسيد كه‌شركتهاي‌ بزرگ‌ هاليوود وبهترين‌ كارگردانهادنبال‌ او بوده‌ و هستند. بن‌ در سال‌ 2003 براي‌بازي‌ در يك‌ فيلم‌ تبليغاتي‌ شامپوي‌ لوريل‌ Oreal105 ميليون‌ دريافت‌ كرد.
    
او تاكنون‌ سه‌ عشق‌ بزرگ‌ در زندگي‌ داشت‌. درسال‌ 1998 با (گيت‌پرت) نامزد كرد ولي‌ بعد ازيكسال‌ از او جدا شد. عشق‌ دوم‌ او (جنيفرلوپز<بود كه‌ در سال‌ 2002 با هم‌ نامزد كردند ولي‌ بعداز مدتي‌ از يكديگر جدا شدند. اكنون‌ نيز با(جين‌گارنريكي) از هنرپيشه‌هاي‌ معروف‌ هاليوودازدواج‌ كرده‌ و ثمره‌ اين‌ ازدواج‌ يك‌ دخترمي‌باشد. او از اينكه‌ تشكيل‌ خانواده‌ داده‌ بسيارخوشحال‌ است‌. گارنروبن‌ در فيلم‌ (شيطان‌شجاع) در برابر يكديگر قرار گرفتند. گارنر از بن‌افلك‌ درحيطه‌ بازيگري‌ فعالتر است‌. حتي‌ زمانيكه‌باردار بود در سريال‌ (نام‌ عاريتي) فعاليت‌ داشت‌اين‌ فيلم‌ 5 سال‌ به‌ طول‌ انجاميد و بارداري‌ او دراين‌ مجموعه‌ به‌ خوبي‌ گنجانده‌ شده‌ بود. بن‌افلك‌ احساس‌ خوشبختي‌ مي‌كند و از اينكه‌ پدرشده‌ خود را بزرگترين‌ انسان‌ روي‌ زمين‌ مي‌دانداو مي‌گويد همه‌ سعي‌ و تلاشم‌ براي‌ ايجاد يك‌زندگي‌ خوب‌ مي‌باشد و حاضرم‌ هر بهايي‌ براي‌خوشبختي‌ همسر و فرزندم‌ بپردازم‌. آنها نام‌دخترشان‌ را (وايلوت) گذاشتند و مهماني‌ مفصلي‌براي‌ ورود فرزند عزيزشان‌ برپا كردند.
    
    
بن‌ افلك‌ در يك‌ آگهي‌ تجاري‌
    
بن‌ افلك‌ چهره‌ جديد آگهي‌هاي‌ تجاري‌دئودرانت‌هاي‌ انگليسي‌ (لينكس) مي‌باشد وبراي‌ بازي‌ در يك‌ آگهي‌ كوتاه‌ مبلغ‌ يك‌ ميليون‌،هشتصد هزار دلار دستمزد گرفته‌ است‌. او قبلا نيزدر آگهي‌هاي‌ تجاري‌ (لوريل) نيز شركت‌ كرده‌بود و هر بار مبلغ‌

هنگفتي‌ پول‌ گرفته‌ بود. اين‌بازيگر پانزده‌ ميليون‌ دلاري‌ اين‌ روزها تقريبا بيكاراست‌ زيرا به‌ تازگي‌ بازي‌ در دو فيلم‌ (مردان‌اطراف‌ شهر و حقيقت) و (عدالت‌ وراه‌آمريكايي) را به‌ پايان‌ برده‌ است‌. البته‌ چندي‌پيش‌ به‌ عنوان‌ كارگردان‌ پشت‌ دوربين‌ قرار گرفت‌و فيلم‌ (كودك‌ گمشده) را ساخت‌. دراين‌ فيلم‌برادرش‌ كيسي‌ ايفاي‌ نقش‌ مي‌كند.
    بن‌ افلك‌ قصد دارد چند پروژه‌ ديگر مانندفيلم‌هاي‌ (سرزمين‌ هاليوود< و(تك‌خالهاي‌سيگار كشيدن) و (كارمندان‌ دو< راكارگرداني‌ كند.
    
    
چند نكته‌ جالب‌ از بن‌ افلك‌
    وقتي‌ بن‌ كوچك‌ بود هميشه‌ دلش‌ مي‌خواست‌سگ‌ داشته‌ باشد وبه‌ خاطر همين‌ مادرش‌ يك‌طناب‌ به‌ او مي‌داد و مي‌گفت‌ كه‌ هر روز اين‌ طناب‌خالي‌ را ببر بيرون‌ و دور خانه‌ بگردان‌ تا به‌ من‌ثابت‌ بشه‌ كه‌ تو مي‌تواني‌ مسئوليت‌ يك‌ سگ‌ را به‌عهده‌ بگيري‌. بن‌ تا پنج‌ روز اين‌ كار احمقانه‌ راانجام‌ د اد ولي‌ از سگ‌ خبري‌ نبود.
    نكته‌ بعدي‌ اينست‌ كه‌ در نوامبر 2002 بعد از آنكه‌يك‌ حلقه‌ به‌ مبلغ‌ 3/5 ميليون‌ دلار به‌ جنيفر لوپزهديه‌ كرد نامزدي‌ خود را به‌ همه‌ اعلام‌ كرد.
    نكته‌ جالب‌ اينست‌ كه‌ جنيفر لوپز هيچگاه‌نمي‌تواند عشق‌ به‌ بن‌ افلك‌ را از قلب‌ خود بيرون‌آورد و هميشه‌ حاضر است‌ عشق‌ خود را نثارش‌كند اما ظاهرا بن‌ افلك‌ علاقه‌اي‌ به‌ او ندارد. حتي‌جنيفرلوپز براي‌ تبريك‌ قدم‌ نورسيده‌ به‌ بن‌ افلك‌و همسرش‌ جنيفرگارنر سبد نگهداري‌ وسايل‌ بچه‌به‌ آنها هديه‌ داد.
    جنيفر لوپز سعي‌ دارد كه‌ خود را دوست‌ گارنرنشان‌ دهد اما گارنر توجه‌ چنداني‌ به‌ او نمي‌كند
g/f ben aflek

ben

نوشته شده در شنبه 1385/04/31ساعت 2:29 PM توسط diako |





Powered by WebGozar

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

پرينت صفحه
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها



آرشيو يادداشت ها

هفته اوّل بهمن 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته اوّل بهمن 1384


نويسندگان

diako




موضوعات


لينك دوستان

Copyright © 2006 - Site bus: diako & Designer: KiYaNoOsH AnSaRi