(آنتوني رابينز) در سال 1961 درخانوادهاي فقير به دنيا آمد. پس از گرفتن ديپلممتوسطه به كارهاي گوناگون شبيه ظرفشويي،كارگري و مستخدمي رو آورد. خانوادهاي از همگسيخته داشت. مادر و پدرش از هم جدا شدند،او در سن 22 سالگي يك آپارتمان 40 متري درمحلهاي فقيرنشين اجاره كرد و زندگي مجرديفقيرانهاي داشت. به گفته خودش ناچار بودظرفهاي غذاي خود را در وان حمام بشويد.گذشته از فقر مالي، براثر پرخوري و خوردنغذاهاي چرب و مانده رستورانها چاق شد ووزنش به 120 كيلو رسيد. وي در حين چاقي، تنبلي و فقر، آرزوهاي جاهطلبانهاي داشت و در عالم خيال خود قصر زيباييرا كنار جنگلي بزرگ تصور ميكرد، او سرانجامتصميم گرفت براي رسيدن به آرزوهايش كمرهمت ببندند و با چاقياش مبارزه كند. بههمينخاطر براي رسيدن به اين هدف به مطالعهچند كتاب پرداخت اما مطالب كتابها ضد نقيضبود و خودش به اين نتيجه رسيد كه با فكر سالمميتوان بدني سالم داشت. او توانست 15كيلوگرم در مدت 2 ماه كم كند. با اينحال كه قدبلند بود اما ميخواست تناسب اندام داشته باشد.او معتقد بود براي نظم بخشيدن به تفكرات بايد بهحفظ تناسب اندام اقدام كند. او به كلاسهاي روانشناسي رفت و با اين علمآشنا شد. در سال 1984 شيوههاي تازهروانشناسي را براي تعدادي از قهرمانان ورزشيمورد آزمايش قرار داد و دستمزدي دريافت كردو به وضعيت زندگي فقيرانهاش سروساماني داد. اوعلاقه خود را در زندگي پيدا كرده بود از اين رووارد رشته روانشناسي شد و سمينارها وسخنرانيهاي متعددي را در شهرهاي مختلفبرگزار كرد.
او با شيوههاي رواندرماني خاص خود بهبرطرف كردن مشكلات مردم از قبيل ترس،افسردگي، ياس و نااميدي پرداخت... آنتوني رابينز در سال 1986 در حاليكه 25سال بيشتر نداشت. حاصل انديشهها و تجربههاي عملي خود را دركتابي با نام (بسوي كاميابي) به رشته تحرير درآورو در آن (رازهاي موفقيت) خود و بسياري ازافراد موفق را آشكار ساخت. اين كتاب در سال1987 عنوان پرفروشترين كتاب سال جهان رابه خود اختصاص داد. رابينز براي بهبودي عملكرد كاركنان ادارات،نكات روانشناسي مفيدي را بيان كرد و مشاورهافراد بزرگ دنيا را در دنياي علم عهدهدار شد.رابينز علاقه زيادي به كمك به افراد دارد. اوميخواهد جهان را براي زيستن بهتر سازد. اوسالهاست كه بدون چشم داشتي، نيرو و منابع خودرا در اختيار نيازمندان گذاشته است و در سال1991 بنيادي غيرانتفاعي تاسيس كرد كه هدفشكمك به كودكان عقب مانده و افراد بيخانمان،سالمندان و زندانيان است. رابينز اكنون 45 سالدارد و با همسر و دو فرزندش در (دلماي)كاليفرنيا در همان قصري كه در روياهايشميپروراند زندگي ميكند، اما از كمك كردن بهديگران دريغ ندارد و چندين بنياد خيريه وموسسه مشاوره رايگان تاسيس كرده است.
گفتگوي كوتاه با رابينز
چند پرسش از رابينز پرسيديم كه در ذيلخواهيد خواند: _ براي نوشتن كتابهايتان از تجربياتشخصي استفاده ميكنيد و يا از آنچه در ديگركتابها خواندهايد بهرهمند ميشويد؟ رابينز: ما كارهايي كه در زندگي ميكنيم ناشياز نحوه ارتباطي است كه با خودمان داريم. ماهميشه ميخواهيم خواستههاي خود را عمليسازيم. من نيز زندگي سختي داشتهام. با فقر دستو پنجه نرم كردهام در كودكي شاهد نزاع و از همگسيختگي زندگي مشترك والدينم بودهام. اما باپشتكار و بدون داشتن سرمايه و تنها با سعي وتحصيل و كسب تجربه توانستم كتابهايم را خلقكنم. در واقع كتابهايم بيان كننده داستانزندگي خودم ميباشد و صرفا از تجربيات خوداستفاده كردهام. _ درباره واژه موفقيت و خوشبختي برايمانتوضيح ميدهيد؟ رابينز: به نظر من موفقيت جريان مداومياست كه ضمن آن مشتاق و آرزومند موفقيتهايبيشتري هستم در خوشبختي فرصتي است كه بهتدريج از نظر احساسي، اجتماعي، روحي،جسمي و روشنفكري و وضعيت خود را توسعهدهيم و در عين حال به طريقي مثبت با ديگرانهمكاري كنيم. راه موفقيت هميشه در دستساخت است. موفقيت روش رفتن است نه به نقطهپايان رسيدن، من به تمام انسانها ميگويم:انديشههايتان را شكل دهيد در غير اينصورتديگران انديشههاي شما را شكل ميدهند. _ چه توصيهاي براي رسيدن به موفقيت وخوشبختي داريد؟ رابينز: شما ميتوانيد مانند افراد موفق به سويكاميابي گام برداريد. ميتوانيد به همهخواستههاي خود در زندگي برسيد. به اينصورت كه در ابتدا پدر و مادري مهربان، دوستيصميمي، همسري شايسته، بازرگاني صادق ومديري كاردان باشيد؟ ترس و نگراني و افسردگي و يا هر نوع عادتنامطلوب را از خود دور كنيد. با اراده و مصممباشيد. افكار خود را دگرگون كنيد و موجب شويدكه كارها به مراد شما و نه جهت مخالف شما انجامشود. خواستههاي خود را برآورده سازيد وگرنهديگران براي شما برنامهريزي ميكنند. به نظر منقدرت يعني بدست آوردن نتيجه بهدلخواهخود... البته بايد در عين حال به ديگران احترامبگذاريد. قدرت در اين است كه بتوانيد روالزندگي خود را تغيير دهيد و با اعتماد به نفس باشيدمطمئنا به موفقيت و خوشبختي دست پيداخواهيد كرد.
نوشته شده در دوشنبه 1385/05/02ساعت 9:0 AM توسط diako |